بدبختی ما این است که روزی بیش از صد بار از غیر از الله می ترسیم، می ترسیم تاخیر کنیم

می ترسیم اشتباه کنیم، می ترسیم فلانی را خشمگین کنیم، می ترسیم فلانی شک کند.

ابراهیم (ع) به آتش افتاد اما الله آن را به خنکی و امنیت تبدیل کرد، او را از نمرود 

و نیرنگ های مردمش نجات داد، به او یاری رساند و دینش را در زمین جاودانه کرد.

ابوبکر صدیق سختی ها را تحمل کرد، در راه دین الله مشکلات را آسان دید، مالش را خرج کرد

مقامش را بخشید، گران و ارزان را در راه الله تقدیم کرد، تابه لقب صدیق نایل آمد.

عمر بن خطاب در محراب به خون خود آغشته شد، پس از یک عمر جهاد، بخشش،

فداکاری، زهد، سختی، و اجرای عدالت در جامعه.

علی بن ابی طالب در مسجد ترور شد، پس از عمری کار نیک و مراتب باشکوه

از قبیل فداکاری، یاری،ایثار،و صداقت.

الله به حسین بن علی شهادت نصیب کرد و با شمشیر ستم و عداوان به قتل رسید.

داوود(ع)نیز اشتباه کرد، پشیمان شد و گریست،در نتیجه به بهترین نعمت اللهی یافت. 

هدهد از عبودیتش شناخت الله است و کرنش کامل یکی از ارکان عبودیت است.

از شیخ الاسلام ابن تیمیه درباره حدیث:«شگفتا از مؤمن! الله هر حکمی در مورد او کند

برایش خیر است»، پرسیدند که آیا حکم به انجام دادن گناهان را نیز شامل میشود؟

گفت: آری!به شرطی که پشیمانی، توبه، استغفار و شکستگی در پی داشته باشد.

پدرمان آدم از درخت خورد و پروردگارش را عصیان کرد،او را به زمبن فرو فرستاد.

ظاهراً آدم خوبتر و درست تر را رها کرد و به مصیبت دچار شد، اما عاقبتش خوبی و

فضیلت فراوان بود، چون الله توبه اش را پذیرفت، هدایتش نمود، بر گزیدش،

پیامبرش گرداند و از نسلش رسولان، عالمان، شهیدان، اولیاء، مجاهدان، عابدان

و انفاق کنندگان را پدید آورد.

سبحان الله! چقدر بین این دو آیه فاصله است:« تو و همسرت در بهشت جای بگیری

و از آن گوارا و راحت بخورید» {بقره:35}و «سپس پروردگارش او را برگزید،توبه اش را

پذیرفت و هدایتش کرد.» [طه:122] حالت اول که سکونت، خوردن و نوشیدن است

در واقع حال عموم مردم است که آسوده و بی خیال زندگی می کنند. اما آدم پس از توبه،

هدایت و نبوت به حالتی ویژه و منزلتی بزرگ و شرفی فراوان نایل آمد و از متوسط

به بسیار خوب ارتقا یافت.