مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : چهارشنبه یازدهم بهمن 1391


نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : شنبه پنجم اسفند 1391

«حفصه با كسي ازدواج خواهد كرد كه از عثمان بهتر است 

وعثمان با كسي ازدواج مي كند كه از حفصه بهتر است» . 

رسول اكرم صلي الله عليه وسلم.



داستان ازدواج
.
.
.

عمر -رضی الله عنه- نزد ابوبكر -رضی الله عنه- رفت وبه او پيشنهاد كرد 

كه با دخترش حفصه ازدواج كند اما ابوبكر سكوت را اختيار كرد 

وچيزي نگفت وعمر نزد عثمان -رضی الله عنه- رفت 

و به او گفت كه با دخترم ازدواج كن. عثمان گفت: من قصد ازدواج ندارم، 

احساسات عمر جريحه دارشده واو احساس مي كرد 

كه رفتار ابوبكر وعثمان مناسب با شخصيت عمر نبوده است، 

بنابر اين عمر اندوهگين وافسرده نزد پيامبر صلي الله عليه وسلم آمد 

و رسول اكرم صلي الله عليه وسلم با اين جمله عمر را مسرور نمود 

و به عمر گفت: حفصه با كسي ازدواج مي كند كه از عثمان بهتر است 

وعثمان با كسي ازدواج خواهد كرد كه از حفصه بهتر است.

عمر هدف پيامبر صلي الله عليه وسلم را فهميد ودانست 

كه او با اين كلمات از حفصه خواستگاري مي كند، بنابر اين با شادي وسرور به خانه برگشت 

و در راه ابوبكر را ديد ابوبكر ازگفتگوي او وپيامبر صلي الله عليه وسلم خبر شده بود 

بنابر اين به عمر گفت: هنگامي كه تو به من پيشهاد كردي كه با دخترت حفصه ازدواج كنم 

ومن نپذيرفتم شايد از من ناراحت وخشمگين شدي. اما من چون شنيده بودم 

كه پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود كه قصد ازدواج با حفصه را دارد 

چيزي نگفتم ونپذيرفتم ونيز نمي خواستم راز پيامبر صلي الله عليه وسلم را فاش كنم، 

اگر پيامبر صلي الله عليه وسلم قصد ازدواج با حفصه را نداشت من قبول مي كردم . 

عمر نيز دليل سكوت ابوبكر را دانست بعدا پي برد كه عثمان بر اثر درگذشت 

همسرش رقيه دختر پيامبر صلي الله عليه وسلم غمگين بوده است 

ونيز آرزو دارد با خواهر رقيه يعني با ام كلثوم ازدواج نمايد، 

پيامبر صلي الله عليه وسلم با حفصه ازدواج كرد تا دل دوست جوانمردش عمر را بدست بياورد 

ضمنا از شوهر فقيد مجاهد ومهاجر حفصه كه در راه اسلام جهاد كرده 

و شهيد شده بود تجليل نمايد وحفصه به خانه پيامبر صلي الله عليه وسلم پيوست.

فضيلت حفصه
.
.
.
 
از جمله فضايل حفصه مي توان به اين اشاره كرد: 

كه جبرئيل در مورد او به پيامبر گفت: حفصه روزه دار وشب نشين است، 

وهمسر شما صلي الله عليه وسلم در بهشت خواهد بود .

حفصه نوشتن را از شفا دختر عبدالله العدويه يادگرفته بود. 

حفصه زني نيكو وپاكيزه وپرهيزگار بود حدود شصت حديث وكل قرآن را از برداشت 

ونقش مؤثري در جمع آوري قرآن ايفاء نمود.

لطفا به ادامه مطلب

برگرفته از سایت تذکره



ادامه مطلب...
نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391

امروز میخواهم از بانویی سخن بگویم که 

پروردگار جهانیان او را محکی برای جدا کردن«منافق»،«مسلمان»،

«موحد» و «مشرک» قرار داده و آیاتی از کلام نورانی اش را به 

واقعه زندگی او اختصاص داده است.

آری! منظورم مادر مؤمنان همسر پاک و جانفدای پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم 

معلم و مربی عصر نبوت حضرت عایشه صدیقه رضی الله تعالی عنهاـــ میباشد.

پس باید بنوسیم و به قلم بگویم بنویس!

.

.

.

قلم!بنویس!از مادرم بنویس از توحید، از عرفان و اخلاصش.

قلم بنویس! از مهر، صفا،صداقت،عطوفت و رشادت مادر مهربانم.

قلم بنویس! از شجاعت و دلیری و سیاست آن نور چشمانم.

قلم بنویس! چرا توقف کرده ای؟از زهد،تقوای مادر دلسوزم بنویس.

نکند توقفت بخاطر ناجوانمردی ما فرزندان است!

نکند توقفت از بی لیاقتی و بی مهری ما بیچارگان است!

نکند توقفت بخاطر بی توجهی ما از مادرمان است!

نکند توقفت بخاطر دفاع نکرن و آرام نشستن ما در مقابل توهین های دشمنان به آن محبوبه پیامبر است!

اما باز هم بنویس!بنویس از علم و فقاهت،پارسایی و دانایی مادر مهربان 

و دلسوزی که در کنار شمع نبوت شب و روز پر می زد.

قلم بنویس! از بی مهری و بی توجهی فرزندان که نه تنها اوصاف نیکوی 

مادرشان را نمی دانند بلکه در مقابل توهین و فحش وناسزای مخالفان آرام نشسته اند!

بنویس! تا این فرزندان ناخلف،مادرشان را بشناسند 

یا حداقل از شیوه ی زندگانی اش خبری بیابند.

بنویس که ما نیازمندیم! بنویس حقیق را و به مایان بنمایان!

شاید که پند گیریم،شاید که هدایت شویم،شاید توبه ای کنیم 

و قدر مادر مهربانمان را بدانیم.

 راستی هیچ میدانی که این مادر مهربان چه دَینی بر گردن ما دارد؟

ما چقدر نسبت به ایشان کوتاهی کرده ایم؟ 

آیا فرزندانمان را با اخلاق،رفتار،اعمال و حتی با نام مبارکش آشنا کرده ایم؟!

.

.

.

اما از خداوند سبحان امید عفو و بخشش داریم و 

امیدواریم ما را از دعاهای این مادر مهربان بهره مند بگرداند 

و به زنان و دختران جامعه ما توفیق دهد تا رهرو خوبی برای آن بانوی بزرگوار باشند. 

                                                           


نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391

عفت و پاکدامنی فقط و فقط با توبه باز میگردد، 

پس اگر انسان قدمی در مسیر فحشا برداشت،

باید توبه و استغفار نماید، شاید بتواند عفتش را بازگرداند. 

ای پـیرمـرد سـالـخـورده!!!

اگر در گذشته مرتکب گناهی شده ای، 

راه عفت و پاکی باز است و کلیدش توبه و بازگشت به الله میباشد

و الله تا زمانی که جان به حلقوم نرسد توبه را می پذیرد

ای خـانـم مـتـأهـل!!!

عفت خود و خانه ات را حفظ کن، زیرا الله تو را مسمون داشته است.

ای جوان مسلمان!!!

از خدا بترس و صبور و بردبار باش، 

عفت و پاکدامنی را رعایت کن و از خداوند بخواه که با ازدواج و همسر

صالحی که تو را در امور دین و دنیا یاری دهد، پرهیزگار کند.

ای دخــتر مـسـلمـان!!!

حجاب را رعایت کن و جامع را نیز از فساد و تباهی محفوظ بدار 

و مراقب پاکی و طهارتش باش،

که ما همگی از بهشتیان باشیم و این امر برایمان مفید واقع گردد:

« یومَ لا یَنفعُ مالُ وََ لَا بَنُونَ. إلَّا مَن أتَی اللّهَ بِقَلبٍ سَلِیمٍ»   (شعرا/88_89).

( روزی که نه مال برای انسان سودی دارد و نه ثروت، مگر کسی که با دل سالم

و زدوده از شرک نزد الله بیاید. 

 


نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : جمعه ششم بهمن 1391

                                       

میخواهیم بدانیم چه کسی توانسته است همه ی انواع صبر را یکجا در خود جمع کند.

کیست که در برابر مصبیت ها و آزمایشها، 

بر اجتناب از گناهان و بر ادای طاعات و عبادات صبر نموده باشد؟

 او پیامبر محبوب ما محمد صلی الله علیه وسلم است.

 او تمام مصیبت هایی را که تصورش را بکنی تحمل نموده است،

 او یتیم بود، چوپانی کرده و تنها کسی است که بیشتر از همه در دنیا

در راه خدا به انواع و اقسام مصیبت ها و آزمایش ها مبتلا شده است.

سپس شب و روز به سوی حق و یکتاپرستی دعوت میداد 

تا آنجا که خدیجه به او گفت:

     

آیا اندکی نمی خوابی؟ او در جوابش فرمود:«مضی عهد النوم یا خدیجه» 

(دیگر وقت خواب سپری شده است ای خدیجه).

هفت فرزندش وفات کردند که آخرین آنان ابراهیم بود 

و او را بسیار دوست میداشت، حتی از فرط خوشحالی به خانه های 

یارانش میرفت و میگفت«پسرم ابراهیم را دیده اید؟»

 تصور کن امروزه اگر مرد یا زنی یک فرزندش را از دست بدهد 

تمام عمرش را در فراق او بسر می برد. دو دخترش رقیه و ام کلثوم 

طلاق داده می شوند،آن دو در عقد عتبه و عتیه دو پسر ابولهب بودند،

 فقط نامزد بودند و ابولهب بعد از آن که پیامبرمبعوث شد به پسرانش فرمان داد

 تا آناه را طلاق بدهند و سپس همسر محبوبش یعنی خدیجه وفات میکند،

 خدایا این همه بلایا!دیگر چه؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم 

درمورد ناموس و شرفش مورد آزمایش قرار میگیرد. 

ببین این آزمایش چقدر سنگین است گفته میشود همسرش زنا کرده است، 

ما دایما این جمله را میشنویم که«هیچ دودی بدون آتش نیست»

اما حادثه افک«دودی بدون آتش بود.» 

از طرف پیامبر صلی الله علیه وسلم مورد آزار و اذیت و ضرب و شتم قرار میگیرد

 و وقتی که به سجده میرود شکمبه ی شتر مرده ای روی سرش می اندازند،

 به طوری که نمی تواند سرش را بلند کند و در روز طائف با سنگ او را می زدنند 

و به او ناسزا می گویند

 او از شدت گرسنگی دو سنگ به شکم می بست،

ماه ها سپری می شد بدون این که آتشی در خانه اش روشن شود، 

از شدت مریضی در اواخر عمرش نشسته نماز می خواند

 و به اندازه ی دو نفر بیما می شد و تب می کرد عایشه می گوید:

 هیچ کس را ندیده ام که به اندازه ی رسول خدا صلی الله علیه وسلم

در بیماری درد بکشد.

 با این وجود چنین می فرمود: 

( ستایش تو را نمی توانم برشمارم تو همان گونه ای که خود را ستوده ای.)

 «به روایت امام احمد ج 6، ص 58» 

وآن بخاطر انس بیش از اندازه با خدای عزوجل که او را از تمام 

دنیا بی نیاز می ساخت. به راستی که:

 « لقد کان لکم فی رسول الله وسوة حسنة » ( احزاب/ 21) 

( رسول الله الگو شایسته ی شماست) 

                                     ســخــت تـریـن صــــبر!

دشوارترین صبر در دنیا چیست؟ شدیدترین صبر بر نفس ها کدام است؟

شبلی پرسید: شدیدترین انواع صبر چیست؟

گفتند: صبر در راه خدا؟

گفت: نه

گفتند: صبر با خدا؟

گفت: نه

گفتند: پس چه صبر از همه سخت تر است؟

گفت: صبر از خدا

معنایش آن است که خدا را فراموش کنی، او امر و نواهیش را از یاد ببری

خدای من! آن وقت است که از شیطان اطاعت میکنی،

 آیا بر طاعت خداوند رحمان صبر نمی ورزی!

بر سختی های زندگی به دور از خوشنودی خدا صبر میکنی، 

اما بر کسب رضایت اللهی و فراوانی رحمت هایش شکیبا نیستی!

ولی من گمان نمیکنم شما از این دسته باشید این طور نیست؟! 

     


نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : جمعه بیست و نهم دی 1391

                            

                                     ســـــــــــــلـــام بــــــــه دوســـــــــــتــــــان

                                           

روزی رسول الله(ص) در میان بزرگان صحابه مثل ابوبکر، سعد بن ابی وقاص، معاذ بن جبل 

و ابو عبیده بن جراح رضی الله عنه نشسته بود هوا گرم بود و همه تشنه بودند. رسول الله

 تقاضای آب کرد ظرف آبی آوردند در سمت راست رسول الله کودک کوچکی نشسته بود که 

ده سال داشت پیامبر ظرف را گرفت و از او پرسید؛ «آیا به من اجازه میدهی که از بزرگان 

شروع کنم کودک گفت:«نه» از او پرسیدم: چرا ای پسر بچه:«هیچ کس را برسهم خود 

ترجیح نمیدهم».رسول الله به بزرگان نگاه کرد و فرمود «این حقش است، پس با او شروع 

میکنم بنوش ای پسر بچه».

                                                  

وقتی خدای تعالی به رسول الله دستور داد که دعوت را آشکار کند پیامبر(ص) ابولهب، 

عباس،صفیه و همه خانواده اش را جمع کرد و به آنان فرمود: «به خدا قسم اگر مردم را 

گمراه کنم شما را گمراه نمیکنم، اگر به مردم دروغ بگویم به شما دوغ نمیگویم، من هشدار 

دهنده هستم در برابر شما عذاب سختی است و من رسول خدا به سوی شما هستم.

چه کسی بر اسلام با من بیعت میکند؟»

هیچ کس برنخاست. یک کودک هفت ساله_ که علی بن ابی طالب رضی الله عنه برخاست

و به او گفت:«من در اسلام با تو بیعت می کنم.»

همه خندیدند، ولی یه رسول الله (ص) نگاه کن که به او فرمود:« بله، دستت را دراز کن

که با تو بیعت میکنم» او علی بن ابی طالب است که خداوند خیبر را به دست او فتح کرد

او امیر المومنین شد، تا جایی که پیامبر(ص) به او فرمود:« تو برای من به منزله ی هارون 

برای موسی هستی.» چرا؟ چون او یک مرد بود، چون بر احترام تربیت شده بود.

تو محترمی، ارزش و قیمت داری. انسانی یافت نمیشود که به تقدیر و تشکر نیاز داشته 

باشد. پیامبر جوانان کم سن و سال را برای انجام کارهای بزرگ انتخاب میکرد. کسی که در 

سفر هجرت برای پیامبر(ص) آذوقه میبرد اسما دختر ابوبکر رضی الله عنهما بود. همچنین 

اسامه بن زید رضی الله عنه را که شانزده سال داشت به عنوان فرمانده ی سپاهی انتخاب 

کرده بود. ابوبکر و عمر در آن بودند. مردم به او گفتند: آیا او را فرمانده ی سپاهی میکنی که 

در آن ابوبکر و عمر هستند؟ او به آنها فرمود:«او شایسته این کار است.»

تعیین اسامه بن زید رضی الله عنه آسان نبود، ولی رسول الله(ص) بر تعیینش اسرار و به او

اعتماد میکرد. گویی تعیین اسامه بن زید به عنوان فرمانده سپاه پیامی است از طرف پیامبر

به هر جوانیکه به او میگوید:« تو در نظر من محترم و مورد اعتمادی.» که به فرزندانشان 

مسئولیت بدهند تا احساس کنند که به اندازه مسئولیت هستند. باید این احساس را در 

کودک به وجود بیاوری که او محترم است.

در گذشته وقتی کودک در مدرسه اشتباه میکرد پدر به مدرسه می آمد و جلو دوستان و 

استادش او را کتک می زد. پدر این کار را از بابت تربیت فرزند انجام میداد. این شیوه بسیار 

اشتباهی است. تو اگر میخواهی فرزندت را توبیخ کنی یا بزنی این کار را تنهایی و دور از هر 

شخصی انجام بده.

 

روانشناسان از چنین برخوردی برحذر داشته اند، حتی اگر کودکی پنج 

ساله یا بیشتر باشد.باید در وجود آنان احساس احترام و قدرشناسی را غرس کنیم نتیجه 

اینکه باید فرزندان نسبت به پدر و مادرشان عشق و محبت داشته باشند و سخنان آنان را 

گوش کنند.



 


نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : دوشنبه بیست و پنجم دی 1391

صلــــــــی اللــــــــه علیــــــــــه وسلـــــــــم

نام: محمــــــــد رسول الله(ص)                 حبیـــــــــــبی  یـــــــــا محمـــــــــــــــد

نام خانوادگی: هاشمی

نام پدر: عبدالله بن عبدالمطلب

نام مادر: آمنه بنت وهب

نام پدربزرگ: عبدالمطلب بن هاشم

لقب و کنیه: صادق(داستگو)، امین(امانتدار)، ابوالقاسم

نام دایه:حلیمه سعدیه

تاریخ تولد: 571/4/20 میلادی 12 ربیع الاول

محل تولد: مکه مکرمه

شماره شناسنامه: 25«خاتم الانبیاء»( تعداد پیامبرانی که نام آنها در قرآن 

ثبت شده 25 نفر است)

تاریخ صدور: 611 میلادی(از ابتدای بعثت)

محل صدور: غار حراء

محل سکونت: مکه مکرمه، محله بنی هاشم و بعد از هجرت، مدینه منوره

نژاد:عربی(بلسان عربی مبین)

مذهب(دین): اسلام

مأموریت:پیامبری

حوزه مأموریت:جهان بشریت(قل یا ایها الناس إنی رسول الله إلیکم جمیعاً)

تحصیلات:تعلیم و پرورش رسول خدا(ص) مستقیما زیر نظر الله 

توسط جبرئیلجام شده است(علم شدید القوی)

همسران: خدیجه/بنت خویلد، عایشه/بنت ابی بکر، سوده/بنت زمعه، 

حفصه/بنت عمربن الخطاب، ام حبیبه/بنت ابی سفیان، زینب/بنت خزیمه،

زینب/بنت جحش، ام سلمه، جویریه/بنت حارث، صفیه/بنت حبی،

میمونه بنت حارث، ماریه/بنت قبطیه

فرزندان:پسر؛ قاسم ،عبدالله ، ابراهیم

........:دختر؛ زینب، رقیه، ام کلثوم، فاطمه

طول عمر: 63 سال

مدت رسالت:23 سال

تاریخ وفات:12 ربیع الاول سال 11 هجری قمری

مرقه مطهره:مدینه منوره، حجره ام المؤمنین عایشه صدیقه« رضی الله عنه»

ماموریت: جبرئیل

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

                   برخی از توصیه های حضرت محـــــمد «صلی الله علیه وسلم»

1؛ به خدا و رسولش و به معتقدات اسلامی ایمان راسخ داشته باشید به 

بهشت خواهید رفت.

2؛ از ناپاکی های ظاهری و باطنی(کینه، حسد، هرس و....) پرهیز کنید تا پاکیزه باشید.

3؛ ازدواج کنید و تنبلی و بیکاری را کنار بگذارید.

4؛ به نماز پایبند باشید و خانواده خود را نیز پایبند کنید.

5؛ زکات مال خود را ادا کرده و صدقه نمایید.

6؛ روزه فرض را ادا کنید و خود را به گرفتن روزه نفلی عادت دهید.

7؛ حج و عمره به جای آورید و به زیارت مدینه منوره بروید.

8؛ در راه خدا به حق جهاد کنید.

9؛ دانش بیاموزید؛ قرآنرا تلاوت کنید؛ خدا را یاد کنید و دعا و تضرع نمایید.

10؛ به تجارت و کشاورزی و امور فنی و حرفه ای روی ورید واز فریب، خیانت و احتکار بپزهیزید.

11؛ از فحشا و استعمال مواد مخدر اجتناب کنید و از حدود و مرز های اللهی تجاوز نکنید

(تا به بیماری های مانند ایدز و غیره مبتلا نشوید.)

12؛ اخلاق پسندیده و نیکو داشته باشید و نیکوکاری و اعمال صالح را پیشه کنید.

13؛ به پیشگاه خداوند صادقانه توبه کنید از کار های زشت دست بردارید.

14؛ هرگز با قوانین اسلام مخالفت نورزید.

15؛ به زندگی ساده عادت کنید وبر خدا توکل نمایید.

16؛ راستی و درستی را پیشه کنید و از حیله و نیرنگ خودداری نمایید.

17؛ با خویشاوندان نیکی کنید و پیوند خویشاوندی را مستحکم نگه دارید.

18؛ حق همسایه نیازمندان و بینوایان را ادا کنید.

19؛ به وسیله خدمت به پدر و مادر، راه ورود به بهشت را بر خود هموار سازید.                                                                                                           اقتباس از کتاب« وصایا الرسول الی الشباب»             

لا الـــــــــــه الا اللـــــــــــه محــــــــــــــــمد رســــــــــول اللـــــــــــه

   




نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : جمعه بیست و دوم دی 1391

بدبختی ما این است که روزی بیش از صد بار از غیر از الله می ترسیم، می ترسیم تاخیر کنیم

می ترسیم اشتباه کنیم، می ترسیم فلانی را خشمگین کنیم، می ترسیم فلانی شک کند.

ابراهیم (ع) به آتش افتاد اما الله آن را به خنکی و امنیت تبدیل کرد، او را از نمرود 

و نیرنگ های مردمش نجات داد، به او یاری رساند و دینش را در زمین جاودانه کرد.

ابوبکر صدیق سختی ها را تحمل کرد، در راه دین الله مشکلات را آسان دید، مالش را خرج کرد

مقامش را بخشید، گران و ارزان را در راه الله تقدیم کرد، تابه لقب صدیق نایل آمد.

عمر بن خطاب در محراب به خون خود آغشته شد، پس از یک عمر جهاد، بخشش،

فداکاری، زهد، سختی، و اجرای عدالت در جامعه.

علی بن ابی طالب در مسجد ترور شد، پس از عمری کار نیک و مراتب باشکوه

از قبیل فداکاری، یاری،ایثار،و صداقت.

الله به حسین بن علی شهادت نصیب کرد و با شمشیر ستم و عداوان به قتل رسید.

داوود(ع)نیز اشتباه کرد، پشیمان شد و گریست،در نتیجه به بهترین نعمت اللهی یافت. 

هدهد از عبودیتش شناخت الله است و کرنش کامل یکی از ارکان عبودیت است.

از شیخ الاسلام ابن تیمیه درباره حدیث:«شگفتا از مؤمن! الله هر حکمی در مورد او کند

برایش خیر است»، پرسیدند که آیا حکم به انجام دادن گناهان را نیز شامل میشود؟

گفت: آری!به شرطی که پشیمانی، توبه، استغفار و شکستگی در پی داشته باشد.

پدرمان آدم از درخت خورد و پروردگارش را عصیان کرد،او را به زمبن فرو فرستاد.

ظاهراً آدم خوبتر و درست تر را رها کرد و به مصیبت دچار شد، اما عاقبتش خوبی و

فضیلت فراوان بود، چون الله توبه اش را پذیرفت، هدایتش نمود، بر گزیدش،

پیامبرش گرداند و از نسلش رسولان، عالمان، شهیدان، اولیاء، مجاهدان، عابدان

و انفاق کنندگان را پدید آورد.

سبحان الله! چقدر بین این دو آیه فاصله است:« تو و همسرت در بهشت جای بگیری

و از آن گوارا و راحت بخورید» {بقره:35}و «سپس پروردگارش او را برگزید،توبه اش را

پذیرفت و هدایتش کرد.» [طه:122] حالت اول که سکونت، خوردن و نوشیدن است

در واقع حال عموم مردم است که آسوده و بی خیال زندگی می کنند. اما آدم پس از توبه،

هدایت و نبوت به حالتی ویژه و منزلتی بزرگ و شرفی فراوان نایل آمد و از متوسط

به بسیار خوب ارتقا یافت.

  



نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : جمعه بیست و دوم دی 1391

لطف الله نزدیک است. او شنوا و پذیرنده است. بی گمان تقصیر از ماست به شدت نیازمندی 

که او را به اسرار بخوانیم نباید خسته و ناامید گردیم. نباید بگوییم: هر چه دعا کردم اجابتی 

دیدم. باید چهره به خاک ساییده فریاد زده و با سوز بگوییم:«یا ذاالجلال و الاکرام.»

دوباره اسماءالحسنی و صفات العلی را باز خوانیم تا الله سبحان و تعالی درخواست ما را 

پاسخ دهد یا چیزی ازنزد خویش برایمان برگزیند:«ادعوا ربکم تضرعاو خفیة»{اعراف:55}

**پروردگارتان را با کرنش و آهستگی بخوانید.**

یکی از دوستان تعریف کرده است: مسلمانی با خانواده اش به یکی از کشورها رفته و 

تابعیت خواسته بود، همه درها به رویش بسته شد بسیار تلاش و کوشش کرد، با همه 

آشناهایش صحبت کرد، چاره ها کارساز نشد و  همه ی راه ها بسته شد. سپس به عالم 

پرهیزکاری دیدار کرد و مشکلش را به او گفت.پاسخ داد: به عبادت یک سوم پایان شب پایبند 

باش، مولایت را بخوان چون او آسان کننده است. 

به همین معنا در حدیث آمده است«اذا سالت فاسال الله، و اذا استعنت فاستعن بالله،و

اعلم أن الاٌمة لو اجتمعوا علی ان ینفعوک بشيء، لم ینفعوک إلا بشيء قد کتبه الله لک»

«چون خواهی از الله بخواه و چون یاری خواستی از الله یاری بخواه بدان اگر همه مردم 

جمع شوند تا به تو سودی برسانند نخواهند توانست مگر آنچه را که الله برایت مقدر نموده 

است.»

آن مرد گفته است:رفتن نزد مردم و واسطه گرفتن را رها کردم چنان که آن عالم به 

من گفته بود به عبادت یکسوم پایان هر شب ادامه دادم سحرگاهها الله را فریاد میزنند و او 

را میخوانند چند روزی نگذشته بود که درخواست خود را بصورت معمولی و بدون هیچ روابط 

با واسطه عرضه کردم خواسته ام منتقل شد. ناگهان پس از چند روز در منزل بودم که برای 

گرفتن تابعیتم مرا فرا خواندند در حالی که شرایط بسیار سختی حکم فرما بود.


  


نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : پنجشنبه بیست و یکم دی 1391

 

جلال الدین مولوی رومی

عمر پنجه بر پیچ دیو مرید

قرص مه را کرد او در دم دو نیم

خردمند عثمان شب زنده دار

چون ابوبکر آیت توفیق

جون محمد یافت آن ملک و نعیم

 شد

چهارم علی شاه دلدل سوار

با چنان شه صاحب وصدیق شد

تریاق در دهان رسول آفریده حق

چون عمر شیدای آن معشوق شد

صدیق را چه غم بود از زهر جانگزا؟

حق وباطل را چو فاروق شد

ای یار غار سید و صدیق نامور

چون که عثمان ان را عین گشت

مجموعه فضایل و گنجینه ی صفا

نور فایض بود و ذی النورین گشت

مردان قدم به صحبت یاران نهاده اند

چون ز رویش مرتضی شد در فشان

لیکن هم چنانکه تو در کام اژدها

گشت او شیر خدا در مرج جان

یار آن بود که مال و تن و جان فدا کند

 

ادامه مطلب...
نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : یکشنبه دهم دی 1391



نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : شنبه نهم دی 1391


                                           کلید خوشبختی

اگر در کلبه ات الله را شناختی و حمد و تسبیحش را بر زبان آوردی

او را پرستیدی و تنها او را معبودت قرار دادی

خیر*خوشبختی*راحتی*و آرامش را یافته ای.

                                                       

ولی در هنگام انحراف حتی اگر در زیباترین کاخ ها و پهناورترین خانه ها

سکونت داشته باشی و هر آن چه دلت خواست در اختیارت باشد

بدان که پایان تلخی در انتظار توست و بدبختیت محقق خواهد شد 

چون تا بحال کلید خوشبختی در اختیار نداشته ای!!!!!

"و ءاتیناه من الکنوز ما ان مفاتحه لتنوا بالعصبه اولی القوه" {قصص:76}

"وما آن اندازه از گنج ها به او دادیم که خزاین آن را گروهی پر زور به

سنگینی حمل میکنند"

                           سخنانی در آسان کردن سختی ها:

*تاجری خردمند گفته است: چقدر ناچیز است ضرر مالی وقتی با سلامتی جان همراه باشد! 

* از سخنان عرب است: هیچ سرزمینی از آبادی ناامید نمشود اگر چه زمان به آن جفا کند.

عوام میگویند: رودی که در آن آب جاری بود حتما دوباره آب در آن جاری میشود.

                                             از الله خوشنود باش 

به پروردگاری الله*دین اسلام و پیامبری محمد(ص) خشنودم.

برخی در آسایش از لله خشنودند و در مصیبت نا خشنودند هنگام نعمت فرمان بردار و هنگام

نقمت سر کشند.

  چیست مال و روزگار و دنیا؟ چیست گنج های جواهر و طلا؟

چیست مقام و قصر بلند و آرزو؟ چیست خرمن های محصول از برترین زمین ها؟

هیچ! هر چیز با ارزشی در فناست! و الله است که می ماند* او برترین بخشنده است!

روزی رسول الله(ص) اموالی را توزیع کرد و به افرادی که ایمان*امانت و کردار ناچیز 

داشتند چیزهایی را داد اما به آنان که شمشیرشان در راه خدا شکسته شده

اموالشان خرج گردیده و در جهاد بدن هایشان زخمی شده بود چیزی نداد.

سپس در مسجد برای سخنرانی ایستاد و فرمود: من به مردمانی مال میدهم

از آن رو که الله در دل هایشان ترس و طمع نهاده است.و به مردمانی چیزی نمیدهم

به خاطر آن که الله در دل هایشان ایمان و خیر گذاشته است. 

   



نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : جمعه هشتم دی 1391


چه خوش باشد که با ایمان بمیرم

 برا ی دوست جاویدان بمیریم                                                                                           

چه خوش باشد میان سنگر حق                                                        

به زیر سایه قرآن بمیریم

چه خوش باشد که چون صدیق اکبر

به راستی دره ایمان بمیریم

جه خوش باشد عمر گونه به محراب

درون خانه رحمان بمیریم

چه خوش باشد که چون عثمان مظلوم

به وقت خواندن قرآن بمیریم

چه خوش باشد علی گونه به مسجد 

به زیر تیغ نا اهلان ممیریم

چه خوش باشد که با ایمان بمیریم 

برای دوست جاویدان بمیریم

چه خوش باشد میان سنگر حق

به زیر سایه قرآن بمیریم

چه خوش باشد که چون ابوذر و سلمان 

برای خالق یزدان بمیریم

چه خوش باشد بسان ابن زهرا

به صحرا با لب عطشان بمیریم

چه خوش باشد بسان ابن حنبل

برای ماندن اسلام بمیریم

چه خوش باشد که در راه شریعت 

به مثل حضرت عثمان بمیریم

چه خوش باشد که با ایمان بمیریم 

برای دوست جاویدان بمیریم

چه خوش باشد میان سنگر حق

به زیر سایه قرآن بمیریم



        


نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : پنجشنبه هفتم دی 1391





نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : سه شنبه پنجم دی 1391



خانه هایتان را دریابید که این آخرین چیزی است که برای ما باقی مانده 

است. قبل از این که خانواده را از دست بدهیم نعمتش را احساس کنیم.پدر 

نعمت است مادر نعمت است همسر برادر خواهر پسر دختر و پدربزرگ 

نعمت هستند. شاید برخی آنان را احساس کنند و برخی آنان را احساس 

نکنند. مگر بعد از این که آنان را از دست بدهند. 

خدای تعالی  می فرماید:

(و الله جعل لکم من انفسکم ازواجا و جعل لکم من ازواجکم بنین و حفده و 

رزقکم من الطیبات افبالباطل یومنون و بنعمت الله هم یکفرون)

"سوره النحل:72"

{خدا برای شما از میان خودتان همسرانی قرار داد و از همسرانتان فرزندان و فرزندزادگان پدید آورد و از چیزهای خوش و پاک روزیتان داد. آیا هنوز به باطل ایمان می آورند و نعمت خدا را کفران میکنند؟}

در میان پدرم و فرزندانم{یک داستان تاثیرگذار}

دختر خانم سرگذشتش را چنین بیان میکند و میگوید:ازدواج کردم و خداوند 

چند فرزند به من داد. ارتباطم با پدرم سست شد. هرازگاهی با او تماس 

می گرفتم. او به خاطر کوتاهی ام مرا سرزنش میکرد.فرزندان و کارم را 

بهانه میکردم تا این که یک روز برادرم با من تماس گرفت و گفت: پدرت را 

دریاب او براثر سکته مغزی در بیمارستان است و لحظات آخر عمرش را 

میگذراند. به سرعت به طرف بیمارتان به راه افتادم.گذشته ام مثل فیلمی 

از ذهنم می گذشت.به یاد آوردم زمانی که پدرم در کودکی مرا محکم در 

آغوش میگرفت زمانی که فبل از خواب برایم قصه میگفت  

 

ادامه مطلب...
نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : سه شنبه پنجم دی 1391

اسمان هست...دریا هست...باران خواهد بارید...

فردا می آید...کودکم میخندد...باز خواهم خواندت...

سبزه می روید...درخت به بار می نشیند...

خورشید بر خانه ی دلم امید خواهد داد...

باز خواهم رویید...باز خواهم خندید...

باز از پس این شب های سرد...

باز خواهم تابید...

امید...چقدر زیباست.

چقدر دارمش.

و چه شیرین است...

امید دارم چون تو را دارم...

چون عشق به تو را با هیچ چیز دنیا عوض نخواهم کرد...

من تو را دارم...

همین را عشق است...

می خندم...

به این دنیا

به این تحقیرها

به آن بی تو بودنها

ومن چقدر امید دارم...

فردا ! بیا...می خواهمت...

هر لحظه من می خوانمت...


نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : سه شنبه پنجم دی 1391

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود،

نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد.

سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.

در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود…

مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت.

سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد.

ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود.

آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت.

سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.

مورچه گفت :

” ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون

آن زندگی می کند.

خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند از آنجا خارج شود و من روزی او را

حمل می کنم.

خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل

کرده و ببرد.

این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را

به درگاه آن سوراخ می گذارد

من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد

او می گذارم و سپس باز می گردم

و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان

آب شنا کرده مرا به بیرون آب دریا

می آورد و دهانش را باز می کند و من از دهان او خارج میشوم.”

سلیمان به مورچه گفت :

“وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟”

مورچه گفت آری او می گوید :

ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش 

نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن.


نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : سه شنبه پنجم دی 1391

گفتم : خسته ام

گفتی: لا تقنطوا من رحمة الله / از رحمت خدا نا امید نشوید.(رمز /53)گفتم : هیچ کی نمی دونه تو دلم چی
می گذره !

گفتی : ان الله یحول بین المرء و قلبه / خدا حائل هست بین انسان و قلبش ! ( انفال / 24 )

گفتم : غیر از تو کسی رو ندارم

گفتی : نحن اقرب الیه من حبل الورید / ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق /16)

گفتم : ولی انگار اصلا منو فراموش کردی

 


گفتی : فاذکرونی اذکرکم / مرا یاد کنید تا یاد شما باشم ( بقره /152)گفتم : تا کی باید صبر کرد؟

گفتی : و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا / تو چه می دانی ؟ شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب

/63)گفتم :تا اونموقع چی کار کنم ؟

گفتی : تونبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله / کارهایی که به تو گفتیم انجام بده و صبر کن خدا

خودش حکم کند.(یونس /109)

گفتم : تو خدایی و صبور ! من بنده ات هستم و ظرف صبرم لبریز ... یه اشاره کنی تمومه

گفتی : عمی ان تحبو شیئا و هو شر لکم (شاید چیزی که تو دوست داری ، به صلاحت نباشد. (بقره 216

)گفتم انا عبدک الضعیف الذلیل ... چطور دلت میاد ؟

گفتی : ان الله بالناس لرئوف رحیم / خدا نسبت به همه مردم – نسبت به همه – مهربان است.

(بقره 143)گفتم : دلم گرفته ...

گفتی : بفضل الله و برحمته فبذالک فلیفر حوا /مردم باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند ( یونس 58)

گفتم : اصلا بی خیال ! توکلت و علی الله ...

گفتی : ان الله یحب المتوکلین / خدا آنهایی را که توکل می کنند دوست دارد. ( آل عمران )




نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : دوشنبه چهارم دی 1391

خدایا تو را برای آنچه هستی شکر٬ یا الله

محبوبم بودنت را و نزدیکی‌ات را شکر٬ یا حی و یا قریب

نازنینا جبر و قهرت را شکر٬ یا جبِار و یا قهارِ

عزیزا قبض و بسطت را شکر٬ یا قابض و یا باسط

مهربانا بزرگی و دانایی و توانایی ات را شکر٬ یا عظیم و یا علیم و یا قادر


الهی شکرت ٬ شکری ویژه و مخصوص

شکری و چه گویم چه شکری

شکراً شکرا

خداجان تو را بخاطر تمام آنچه در زندگی٬ غم و ماتم و مصیبت مینامند شکر

بهترینا تو را برای تمام آنچه شادی و نعمت میدانند شکر

پروردگارا تو را بخاطر تمام دارایی‌ها و نداری‌ها شکر

تو را برای آنچه بوده و هست و خواهد بود شکر

خدایا شکرت و حمدت را شکر

محبوبا شکر شکرت و شکر حمدت را شکر

دلبرا شکرت که شکرت که شکرت که...

الهی تو خود شاکری و تو خود شکوری

یا شاکر و یا شکور

یا صانع ما را آنچنان بساز

یا رب آنچنان تربیتمان کن

که بود و نبودمان٬ و سخن و سکوتمان٬ و نشستن و برخاستنمان٬ و خواب و بیداریمان

و خندیدن و گریستنمان و دم و بازدممان

و زندگی و مرگمان و هست و نیستمان

شکر تو و شکر تو باشد

خدایا والاترین هدایایت را شکر

الهی عشق را و عشق را و عشق را شکر

یا الله عشقت را به گستردگی زمین‌ها و آسمان‌ها شکر

به پهنای شکر پیامبران و نزدیکانت

به وسعت ظاهر و باطن و اول و آخر

الهی عشقت را به وسعت مهربانیت شکر

و الهی عشقت را به پهنای کرمت شکر

و الهی عشقت را به عظمت عشقت شکر

یا الله

عشقت را به عشقت شکر

خودت را به خودت شکر

یا شاکر و یا شکور

یا الله

خودت شکر خودت

یا خدا

خودت و خودت

الله.....

11dee315576844a896e4.jpeg



نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : دوشنبه چهارم دی 1391

رسول الله(ص) میفرماید:(کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد صله ی رحمش را به جای بیاورد.)

در روز عرفه رسول الله(ص) و صحابه برای دعا جمع شدند رسول الله(ص) 

میفرمود: (کسیکه صله ی رحمش را قطع کرده است در میان ما ننشیند 

چون رحمت در قومی که میانشان قطع کننده ی صله ی رحم باشد نازل نمی شود.)

 یک مرد برخواست و رفت و پس از اندکی برگشت. رسول الله(ص) فرمود: کجا بودی؟

گفت:یا رسول الله من یک خاله دارم که سال هاست با او قطع رابطه کردم شنیدم

که این سخنان را می گویی نزدش رفتم دستش را بوسیدم تا از من راضی شد. او  

گریست من به خاطر گریه اش گریه کردم. او گفت: خدا من و تو و مادرت را بیامرزد.

رسو الله(ص) فرمود:بیا کنارم بنشین.

یگ مرد نزد رسول الله(ص) آمد و به او گفت: (یا رسو الله یک گناه کبیره انجام دادم 

آیا میتوانم توبه کنم؟)

پیامبر به او فرمود: آیا مادر داری؟

گفت: نه مرده است.

پیامبر به او فرمود: آیا خاله ای داری؟

گفت: بله

فرمود:برو به او نیکی کن خداوند تو را می آمرزد.

آیا احادیث واضح تر از این می خواهی؟به نظر تو چه کسی حرکت میکند؟چه 

کس به جوانان خواهد گفت:( من جوانان خاندان را دور هم جمع خواهم کرد.)

بیایید دور هم جمع شویم با هم به مسافرت برویم قرآن بخوانیم به عمره برویم و با 

هم خدا را عبادت کنیم.

*دو پسر ابولهب عتبه و عتیبه با دو دختر پیامبر(ص) رقیه و ام کلثوم عقد 

 ازدواج بسته بودند.به خاطر کینه ابولهب به آنها دستور داددو دختر پیامبر 

(ص) را طلاق بدهند و در میان قریش پخش کرد که هیچ کس با دو دختر

محمد(ص)ازدواج نکند.قریش پذیرفت.*

اگر یکی از نزدیکانت چنین کاری با دخترانت کند تو چکار میکنی؟

*به رسول الله(ص) در وز فتح محه نگاه کن چکار کرد؟

فرمود:پسر عموهایم عتبه و عتیبه کجا هستند؟ 

عباس گفت: من آنها را نزد تو می آورم یا رسو الله.

عتبه و عتیبه در حالیکه می لرزیدند آمدند. فرمود:ای عتبه و عتیبه ای عمو 

زاده هااگر به مردم دروغ بگویم به شما دروغ نمیگویم به خدا قسم اگر 

مردم را گمراه کنم شما را گمراه نمیکنم به خدا قسم چیزی جز خیر بر 
شما نمیخواهم من اسلام را بر شما عرضه میکنم.*



نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : دوشنبه چهارم دی 1391

عکس های زیبا و با شکوه از باران ! www.taknaz.ir

باز باران با ترانه

با گهرهای فراوان

میخورد بر بام خانه

یادم آرد روز دیرین

خوب و شیرین

توی جنگلهای گیلان 

کودکی ده ساله بودم

شادو خرم نرم و نازک

جست و چابک 

با دو پای کودکانه

میدویدم همچو آهو 

میپریدم از سر جو

دور میگشتم زخانه 

میشنیدم از پرنده

از لب باد وزنده

رازهای زندگانی

بس گوارا بود باران 

میشنیدم اندر این گوهر فشانی

رازهای جاودانی پندهای آسمانی 

پیش چشم مرد فردا

زندگانی خواه تیره خواه روشن

هست زیبا هست زیبا هست زیبا


                                                                                        از قیصرامین پور

                                                                                             روحش شاد


نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : دوشنبه چهارم دی 1391

در کلاس روزگار
درسهای گونه گونه هست 
 درس دست یافتن به آب و نان
 درس زیستن کنار این و آن
 درس مهر
 درس قهر
 درس آشنا شدن
 درس با سر شک غم ز هم جدا شدن
 در کنار این معلمان و درسها
 در کنار نمره های صغر ونمره های بیست
 یک معلم بزرگ نیز
 در تمام لحظه های تمام عمر
 در کلاس هست و در کلاس نیست
 نام اوست: مرگ
 و آنچه را که درس میدهد
 زندگی است

تقدیم به همه معلمان دلسوز و فداکار 
کانون گفتگوی قرآنی


نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : جمعه بیست و چهارم آذر 1391

پدرت آدم توبه کرد

الله او را برگزیدو هدایت کرد.

 از نسلش پیامبران/شهیدان/عالمان و اولیا را پدید آورد 

مقام او پس از گناه

 بالاتر از قبل شد.

توفان بسان آتشفشان بود و نوح ندا داد:

 یا رحمان یا منان در یک

 چشم به هم زدن یاری شد و پیروز 

وموفق گردید اما کافران 

زیان دیده و تار و مار شدند. 

یونس به قعر دریا در تاریکی های سه لایه افتاد  

 از آنجا نامه ای فوری فرستاد

 وبه گناهش اعتراف کرد

 و از تقصیرش عذر خواست مثل برق کمک شد 

چون تلگراف او صادقانه بود. 

داوود با اشک گناهش را شست

 و لباس توبه اش سفید شد چون لباسش در محراب یافته بود.

خیاط امین بود و در سحرگاهان شسته بود      



  


نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : جمعه بیست و چهارم آذر 1391

اگر دعا کنیم، ایمان خواهیم داشت، اگر ایمان داشته باشیم، محبت خواهیم نمود و اگر محبت کنیم، خدمت نیز خواهیم کرد.( مادر ترزا )



نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : جمعه بیست و چهارم آذر 1391

کمک به همگان ، عشقی است که به برجستگان کمک می کند راه های سرافرازی را بیابند. ( ارد بزرگ )


این مرد برزیلی کفش هایش را به یک دختر بی خانمان هدیه می کند...




نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : جمعه بیست و چهارم آذر 1391

الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم
بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم
پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که
بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم. وین دایر

مهم نیست چقدر امکانات در اختیار دارید اگر ندانید چگونه از آنها استفاده کنید ، هیچگاه کافی نخواهند بود .

خیلی ها میخواهند اول به آسایش و خوشبختی برسند بعد به زندگی بخندند ولی نمی دانند که تا به زندگی نخندند به آسایش و خوشبختی نمی رسند.

ما همیشه ، یا جای درست بودیم در زمان غلط ، یا جای غلط بودیم در زمان درست و همیشه همینگونه یکدیگر را از دست داده ایم.
راز موفقیت آن است که شغل خود را جزء سرگرمی های خویش قرار دهید.مارک تواین

یکی از کلیدهای موفقیت این است که پیوندی سازنده بین کارهایی که انجام می دهیم و چیزهایی که دوست داریم به وجود آوریم. آنتونی رابینز

موفقیت خود را با موفقیت دیگران پیوند دهید تا آنان شما را به جلو برانند و موجب حداکثر پیشرفت شما شوند. جوزف مک کلندون



نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : جمعه بیست و چهارم آذر 1391

روي پرده خانه كعبه اين آيه از قران حك شده كه

نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــيمُ
و من هنوز و تا هميشه به همين يك آيه دلخوشم ...
بندگانم را آگاه كن كه من بخشنده مهربانم


نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : جمعه بیست و چهارم آذر 1391

| wWw.Fc7.Blogfa.cOm


نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : جمعه بیست و چهارم آذر 1391




http://www.taknaz.ir/news_cats_255.html

 


نویسنده پست: زینب خانوم


مرتبط با موضوع ( ) | تاريخ ارسال مطلب : جمعه بیست و چهارم آذر 1391

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش.

 

 اگر مهربان باشی تورا به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند،ولی مهربان باش.

 

  اگر موفق باشی دوستان دروغین ودشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.

 

  اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.

 

  آنچه رادرطول سالیان سال بنانهاده ای شایدیک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.

 

  اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.

 

  نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.

 

 بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.

 

  ودرنهایت می بینی هرآنچه هست همواره میان"تووخداوند" است نه میان تو و مردم.

 


نویسنده پست: زینب خانوم


.:کدنویسی و طراحی گرافیک تمام اجزای قالب توسط BOLD انجام شده است. قالبهای BOLD تماماً ثبت شده و هرگونه الگوبرداری از آن جرم و طبق قانون جرایم اینترنتی قابل پیگیری است:.